نوع مقاله : مقاله پژوهشی
نویسنده
استادیار،عضو هیأت علمی پژوهشکده گیلان شناسی دانشگاه گیلان
چکیده
تاریخنگاری جنبش جنگل نقش مؤثری بر تاریخنگاری تودههای ایران به جا گذاشت. زیرا از نظر فراوانی اسناد و یادداشتهای باقیمانده به جرأت میتوان گفت نوشتههای بیبدیل و ارزشمندی از این واقعه بر جای مانده است و اغلب این نوشتهها را مأموران خارجی، مبارزان و مجاهدان جنگل، نگاشتهاند. در حقیقت پس از نوشتههای کسروی درباره نقش تودهها در خیزشهای اجتماعی و نگاه تودهای به تاریخ، یادداشتهای مربوط به جنبش جنگل تداوم این شکل از تاریخنگاری به شمار میرود. با اینکه جنبش جنگل حرکتی اصیل و مردمی بود، اما بعد از مرحله دوم جنبش و رخنه اندیشههای گوناگون و متناقض به جنگل زمینههای شکست آن فراهم آمد. به گفته اغلب تحلیلگران، مهمترین عامل شکست نهضت، ورود اندیشههای کمونیستی و دو دستگی در جنبش بود. زیرا پس از نفوذ شخصیتهای افراطی در جنبش، این افراد زمینههای انشعاب و تفرقه را در جنبش فراهم آوردند. ورود انقلابیون بلشویکی و قفقازی به گیلان موجب شد که نفوذ این افکار در میان جنگلیها انشعاب و دو دستگی عمیق و قطعی به وجود آورد. علاوه بر این، عدم حمایت بلشویکها از جنگل و سازش آنان با دولت ایران و انگلیسیها، جنبش جنگل در آتش دو دستگی یاران جاهطلب رها شد و در نتیجه جنبش به ورطه سقوط فرو افتاد. تمامی جریانها و گرایشهای فکری که به نوعی در جنبش جنگل مشارکت داشتند، آثاری ارزنده از خود به یادگار گذاشتند. این نوشتهها از نظر محتوایی یادداشتهای رهبران و مجاهدان جنگلی بوده که به نوعی بازتابدهنده اقشار مختلف با دیدگاههای گوناگون در این جنبش بوده است و از این منظر برای پژوهش در تاریخنگاری تودهای آثار ارزنده به شمار میروند.
نگارنده به روش تحلیلی سعی دارد ضمن تقسیمبندی دیدگاه کنشگران و نویسندگان جنبش جنگل نقش آنان را در تاریخنگاری مردمی جنبش جنگل مورد بررسی و تحلیل قرار دهد.