سواد، سوادآموزی و زندگی عشایری

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسنده

کارشناس ارشد تاریخ، معاون سواد آموزی ادار ه کل آموزش و پرورش استان گلستان

چکیده

یکى از مهمترین مؤلفه‌ها و شاخص‌هاى هر ملتى براى ارزیابى و توسعه‌یافتگى سواد است. کلمه سواد پیشوند بسیارى از کلمات است که در کنار آن بار معناى خاص مى‌بخشد، سواد اجتماعى، سواد فرهنگى، سواد اقتصادى و … واژه باسوادى و بی‌سوادى همیشه بر سر زبان‌ها بوده و هست، جامعه باسواد، جامعه‌اى پیشرو و توسعه‌یافته، جامعه بی‌سواد، جامعه‌اى منزوى، عقب‌مانده و محروم از بسیارى نعمات الهى و محروم از حق و حقوق اجتماعى، فرهنگى و … است. بنابراین در هر کشورى و بین هر ملتى افرادى وجود دارند که بنا به عللى از نعمت باسواد شدن از جمله، فقر اقتصادى، فقر فرهنگى و … محروم مانده‌اند. امروزه این وظیفه سنگینى براى دولت‌هاست که بنا به فرمایش مقام معظم رهبرى این لکه ننگ را پاک کنند. هر دولتى در هر کشورى هزینه‌هاى هنگفتى را براى ریشه‌کنى بی‌سوادى پرداخت مى‌کند. در جمهورى اسلامى ایران نیز پس از به پیروزى رسیدن انقلاب اسلامى و به قول حضرت امام (ره) انقلاب فرهنگى ایران در دى‌ماه سال ۱۳۵۸ ش. وجود سازمانى به نام نهضت سوادآموزى را اصل دانسته و فرمودند: «از جمله حوایج هر ملت که در ردیف بهداشت و مسکن بلکه مهم‌تر از آن‌هاست، آموزش براى همگان است.» علم‌آموزى در آموزه‌هاى دینى ما مسلمانان از جایگاهى بس رفیع برخوردار مى‌باشد. در آیات و احادیث مختلف به علم‌آموزى و یادگیرى تأکید شده است. نزول اولین آیه الهى گواه این مطلب مى‌باشد و یا تأکیدات دیگرى که در این خصوص وجود دارد. بنابراین امروز وظیفه هر ایرانى است که براى ریشه‌کنى بی‌سوادى و ارتقاى سطح زندگى این مرز و بوم تلاش کند. همه به این موضوع اذعان دارند که مسئله بی‌سوادى یکى از مسائل مهم جامعه بشرى على‌الخصوص در بین جامعه عشایرى است که خود ریشه در بسیارى از مسائل و مشکلات اقتصادى، اجتماعى، فرهنگى و سیاسى جوامع دارد. یکى از مهمترین عواملى که در سقوط ملت‌ها و به فساد و تباهى کشیدن آن‌ها نقش مؤثرى دارد، جهل و بی‌سوادى است. به‌عبارت دیگر مى‌توان گفت آنچه از فلاکت و تباهى بر سر انسان مى‌آید ناشى از جهل و نادانى اوست. اگر انسان‌ها این حقیقت را بپذیرند مسلماً براى رفع نقیصه بی‌سوادى خواهند کوشید.

کلیدواژه‌ها